تبليغاتX

Ads by Ydc.ir

mi118.com دختر تهرونی
 مهم                انتقال یافت                مهم

این وبلاگ کلیه نیازهای برای زندگی مشترک شما را رفع می کند دستگاه ها و محصولات بهداشتی جنسی  و....

    برای دیدن به این وبلاگ بروید کلیک کنید                

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 1:38  توسط یاسمن  | 

                jingoli

                       سلام دوستان به وبلاگ دختر تهرونی خوش آمدید

                        این پست ثابت است پست های جدید زیر این پست قرار میگیره

                                      ( با وبلاگ های فعال نیز تبادل لینک میکنیم)

                   سایر وبلاگ های جینگولی حتمآ دیدن کنید

در ضمن هر یک از شما عزیزان که مایل به همکاری با اینجانب هستید می توانید در هر یک از وبلاگ های زیر نیز با هم همکار شویم در صورت تمایل در قسمت نظرات به من اطلاع دهید

                                                وبلاگ اصلی جینگولی

۱)  همه چیز پیدا میشه                              ۲)  برنامه (موبایل و کامپیوتر )

۳ ) کسب درآمد    ( با کلی جایزه )                ۴)  عشقولانه   

۵) دختر تهرونی                                   ۶)  پسر ایرونی

7) sms رایگان و (اس ام اس و جوک)            ۸)  عکس های .........

۹) فروشگاه جینگولی                          ۹)اینم یه وبلاگ که کلی حال میده

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 16:48  توسط جینگولی 

پرواز خيال

آخه زیباترین لحظاتم با او بود.

تنها خنده های واقعی من!!! تو لحظه های با او بودن.

وقتی با او بودم تمام احساساتم تو یه نقطه متمرکز می شد

دیگه حال و هوام جور دیگه ای شده بود ...

آخه من با او همخون شده بودم .

هر چی او می گفت!من نگاهی بیشتر نمی تونستم کنم

زیباییش رو می تونم به یه قاصدک توصیف کنم

می دونی چی مگم.....قاصدک!!!

در چشمانش خودم را می دیدم ..

چه آرزوهایی با او داشتم ......

چه راههایی را با او به نقشه تبدیل کردم..

تنها آرزویم تماشا کردن آسمان آن هم در شبهای پر ستاره با او بود.........

خیلی ناز شده بودیم........اما!!!!!!!

افسوس....افسوس.....و صد افسوس...

که عمر قاصدک من بیش از این نبود...

و من هم ماندم با قاصدکی در ذهن خیال خود.............

                             گذر...  

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 2:2  توسط جینگولی  | 

                 کلیک کن بیا تو ببین چه خبره وای....
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 1:40  توسط جینگولی  | 

1. خوشگل تر از خودشونو نمی تونن ببینن!

 

2.  هر روزی که باهاشون آشنا شی 3 روز بعد به طور اتفاقی تولدشونه!

 

3. دوست ندارن دم ویترینای مغازه ها  وایسن که دوست دخترشون  از چیزی خوشش بیاد مجبور شن پولاشونو خرج کنن.

 

4. اصولا هفته ای یه بار شکست عشقی می خورن.

 

5. روز تولد دوست دخترشون یا مسافرتن یا ماموریت.

 

6.هر وقت دیر می کنن به جون ماماناشون تو ترافیک بودن.

 

7.اگه راجع به سربازی یا دانشگاه ازشون بپرسی تب 40 درجه می کنن.

 

8. همشون دوست دختر ندارن چون یا مرده یا بهشون خیانت کرده.

 

9. چشماشون بیشتر از عقلشون کار می کنه.

 

10. تا یه دختر خوشگل می بینن مثل جوجه راه می افتن دنبالش.

 

11. چشمک جزو تیک عصبیشونه.

 

12.  اگه یه روز متلک نگن زبونشون میخ در میاره.

 

13. دوست دارم جزو حرفای روز مرشونه.

 

14. زبان بازترین و پاچه خوارترین موجودات روی زمین.

 

15.می خوان دختره فقط مال خودشون باشه و خودشون مال همه!

 

 

خداییش دروغ می گم؟ البته نه همه فقط بعضی ها!!!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 0:30  توسط یاسمن  | 

تقدیم به :

آبی ترین احساس

سرخ ترین بوسه

روزها رفت وسالها گذشت.ساعتها و ثانیه ها تکرار شد اما باز رویای

داشتن تو به حقیقت نپیوست. پائیز زرد وزمستانی سپید همه سپری شد

وبهارفرا رسید ولی باز از تو خبر هیچ نیامد.

نکنه در نقطه ی دور یاد مرا به فراموشی سپردی ویا شاید بین سفر کسی

اسم مرا از لابه لای کوله بار خستگیهایت رود.

ای زیبایی دست نیافتنی.هنوز تا دور دست ها رد پای رفتند پیداست.کاش

بودی و میدی جاده هم اکنون دگر برای تو مضطرب است.جاده ای که

روزی بوسه گاه قدمهای تو بود.

نازنینم بی تو این جا افق سرد است وغروب زره زره اندوه نبودنت را به

قلب پریشانم می نشاند.باورم سخت است نبودنت بامن ولی شاید تقدیر این

است که هست.ای کاش میدی من هنوز در خم  و پیچ جاده ها چشم به راه

نشسته ام گرچه میدانم بهار هم میرود باز هم من می مانم وانتظار دیدار

تو .

رویایی من بی سکوتم فریاد است.سکوت را بشکن و  فضا را پر کن از

طنین زیبایی آمدنت.

                        برگرد تا هنوز دیر نیست برگرد.

       ثانیه های پر تپش لحظه  اضطراب من

       رفتن بی دلیل تو سوال بی جواب من

       سفر همیشه فاصله اس برای هم صدا شدن

       با من بمون تو خلوتم تا انتهای شعر من

 

زندگی یه بازی نیست که بتوان در آن عشق را قمار

کرد.بازنده ی آن هرکه باشدخود را می بازد نه بازی

را.........

             

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 1:22  توسط جینگولی  | 

                   این وبلاگ سیم کارت ایرانسل جایزه میده

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 2:40  توسط جینگولی 

دخترها

۱.توی ماهيتابه روغن ميريزن
۲.اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
۳.تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
۴.چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها

۱.توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
۲.توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۳.ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
۴.توی ماهيتابه روغن ميريزن
۵.توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
۶.يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
۷.چند تا فحش ميدن
۸.دنبال كبريت ميگردن
۹.با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
۱۰.ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
۱۱.ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
۱۲.تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
۱۳.چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
۱۴.ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
۱۵.تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
۱۶.روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
۱۷.تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
۱۸.دنبال نمكدون ميگردن
۱۹.نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
۲۰.دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۲۱.نمكدون رو پر از نمك ميكنن
۲۲.صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
۲۳.نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
۲۴.بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
۲۵.چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
۲۶.توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
۲۷.با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
۲۸.صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
۲۹.سريع برميگردن توی آشپزخونه
۳۰.تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
۳۱.ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
۳۲.دنبال ظرفهای مسی ميگردن
۳۳.قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
۳۴.چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
۳۵.ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
۳۶.چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
۳۷.ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
۳۸.روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
۳۹.چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
۴۰.نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
۴۱.قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
۴۲.چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
۴۳.با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
۴۴.پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
۴۵.نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

 

فقط میتونم بگم آخی نازی.................

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 12:51  توسط یاسمن  | 

  
Image
 
Image
 
 
 
Image
 
 
 
Image
 
Image
 
 
ادامه عکسها در ادامه مطلب 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 12:25  توسط یاسمن  | 

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم           وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم

  

پر پروانه شکستن هنر انسان نيست         گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم

   

يادمان باشد   سر   سجاده    عشق         جز براي    دل   محبوب  دعايي   نکنيم

  

يادمان باشد از امروز جفايي    نکنيم        يا که در خويش شکستيم صدايي نکنيم

  

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها   ماند     طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 15:43  توسط یاسمن  | 

امروز براتون میخوام داستان یک *خر عاشق* رو بگم که خیلی قشنگه و اگه کمی به دور و بر خودتون نگاه کنید از این گونه خر های عاشق که اصلا هم کم یاب نیستن پیدا میکنید.

                                    **خر عاشق**

خری آمد بسوی مادر خویش            بگفت مادر چرا رنجم دهی پیش

برو امشب برایم خواستگاری            اگر تو بچه ات را دوست داری

خر مادر بگفتا ای پسر جان              تو را من دوست دارم بهتر از جان

زبین این همه خرهای خوشگل        یکی کن نشان چون نیست مشکل

خرک از شادمانی جفتکی زد           کمی عرعر نمود و پشتکی زد

بگفت مادر به قربان نگاهت              به قربان دو چشمان سیاهت

خر همسایه را عاشق شدم من       به زیبایی نباشد مثل او زن

بگفت مادر برو پالان به تن کن          برو اکنون بزرگان را خبر کن

به آداب و رسومات زمانه                 شدند داخل به رسم عاقلانه

دو تا پالان خریدند پای عقدش          یه افسار طلا با پول نقدش

خریداری نمودند یک طویله              همانطوری که رسم است در قبیله

خر عاقد کتاب خود گشایید             وصال عقد ایشان را نمایید

دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟           به عقد این خر خوش تیپ  در آیی؟

یکی از حاضرین گفتا به خنده         عروس خانم بهر گل چیدین برفته

برای بار سوم خر بپرسید               خر خانم سرش  یکباره جنبید

خران عرعر کنان شادی نمودند        به یونجه کام خود شیرین نمودند

به امید خوشی و شادمانی            برای این دو خر در زندگانی

    کپی با ذکر منبع اشکال نداشته نداره!!!!!!!!!!

 امید وارم که عاشق شدن های انسان ها به عاشق شدن خر ها فرق داشته باشه!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 23:44  توسط یاسمن  | 

آهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟
آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.

 شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسيد : علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن ها مي موني.


حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟
الاغ گفت: آره.


حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟
الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.
حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.


نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد.
نتيجه گيري عاشقانه : مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد
عشق چشم هايتان را کور نکند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 9:44  توسط یاسمن  |